علیه عشق

من و مهناز تقریبا با هر زن و شوهر که دم خور شدیم و با هم رفت و آمد پیدا کردیم  خلاصه یه روز نشستیم و سر مسئله ازدواج  و عشق قبل از ازدواج و بعد از ازدواج حرف زدیم ... در این گپ و گفت به جوابهایی رسیدم که دلم می خواد اینجا بنویسم و با شما در میون بگذارم  . 

عده ایی عشق قبل از ازدواج مسخره و بچه گانه می بینند ...

عده ایی این عشق و  کم و خام و ناقص می بینند ....

عده ایی هم معتقدا این عشق هنوز هم تو زندگیشون هست ولی کلا ماهیتش تغییر کرده 

عده ایی معتقدا عشقشون تبدیل به دوست داشتن شده ....

یکی دو نفر هم که سن ازدواجشون زیر شش ماه بود هنوز به همون شکل عشق قبول داشتند ......

تو این گفتگو ها ....تقریبا هیچ مردی ندیدم که ادعا کنه قبل از ازدواج میتونسته حدس بزنه زندگی بعد از ازدواج چگونه است ؟ و همه برداشت هایی اشتباه و در بهترین حالت برداشت هایی  ناقص داشتند و....

ولی دو تا موضوع بود که همه  بی برو برگرد بهش رسیده بودن 

اول اینکه همه قبول داشتند که "  عشق برای زندگی متاهلی لازمه ولی به هیچ عنوان کافی نیست  " و البته یه چند نفری هم پا فراتر گذاشتند و حتی لازم بودنش رو هم زیر سوال بردن .....و گفتن  اگه با  یه غریبه هم ازدواج می کردن و شرایط و ضوابط صحیح داشتن دوست داشتن و عشق خود به خود حاصل می شد ....

دوم اینکه در زمان مجردی و عاشقی اگه بهشون میگفتند این عشقتون عمرش کوتاه  باور نمیکردن و پیش خودشون فکر میکردن که عشق اونها اینجوری نمیشه رابطه اونا خاصه و با بقیه فرق میکنه .....

چیز دیگری که متوجه شدم  اینکه تو  فرهنگ ما  زن گرفتن بر پایه خواستگاری بوده و فرهنگ این مراسم هم به مرور زمان در جامعه ما جا افتاده شده ... تو این چند سال اخیر جوانها سعی کردن  خودش انتخاب کنندو با شناخت قبلی از همسرش ازدواج کنند  که البته خیلی هم منطقی به نظر میاد ولی فرهنگ این جور ازدواج ها تو کشور ما نیست

.... و این جوانهاها که دوست دخترشون ازدواج میکنند از فرهنگ خواستگاری و مزایای اون بی بهره می مونند و مزایای فرهنگ غربی رو هم دریافت نمیکنند و به اصطلاح از این جا رونده از اونجا مونده میشوند ....

 

بزارید یه مثال بزنم ......

 

 شما فرض کنید  یه دختر 25 ساله با یه پسر 27  ساله با هم اشنا میشند و بعد از سه سال دوستی ازدواج میکنند .......

تو غرب :   من اونجا زندگی نکردم و ممکنه اشتباه بگم ولی تا اونجا که من اطلاع دارم اینجوریه  :

 

دختر و پسر با هم اشنا میشن ....و به محض اینکه رابطه جدی میشه همدیگر به خانواده هاشون معرفی می کنند ... و شروع میکنند همدیگر  و خانواده  همدیگر رو شناختن و محک زدن .. با همدیگه رفته امد دارند .. به صورت واقعی یعنی  دوست پسر یا دخترت   میاد تو خونه باهات زندگی میکنه اتاقت یا خونه مجردیتو می بینه تفریحات و دوستات می بینه  فرم زندگی کرد فرم تلویزیون نگاه کردن فرم برخورد با خانواد ه تو میبینه ... فرم کار کردنت ... و خیلی چیزهای دیگه رو میبینه ....

تو این سه سال هر وقت که به این نتیجه برسند که به هم نمیان از هم جدا میشن و خانواده ها هم می پذیرند .. لازم نیست دلیل محکمی داشته باشند همین که به اشتیاقی  به  هم ندارند هم  شاید کافی باشه .... و برای همه این جدایی قابل و فهم و درکه ...  البته کسی که خواهان ادامه اون رابطه است ضربه عاطفی میخوره ولی به هیچ عنوان از طرف فرهنگ و جامعه اش مورد فشار قرار نمیگیره و دوباره بر میگرده به همون موقعیت قبل از اشنایی با طرفش ....

تو این سه سال دوستی به این فکر نمیکنند که طرف آدم خوبیه  با کمالاته و غیره ... مهم خوب بودن نیست مهم شبیه بودن و در کنار هم لذت بردنه ...مهم اینکه جفتشون از یه دریچه دنیا رو نگاه کنند ....

تو این سه سال هر دو زندگی خودشون دارند یعنی با دیگر دوستاشون رفت امد دارن دنبال کیس بهتر میگردند و حتی ممکنه با کس دیگری هم باشند و دوباره برگردند و این موضوع اعلام هم بکنند  .و اگه این کار رو بکنند  شاید یارش خوشش نیاد و ناراحت شه و ترکش کنه  تازه شاید ولی قطعا فرهنگشون و جامعه این اجازه رو بهش میده و رفتار طرف عاقلانه توصیف میکنه ....

..تو این سه سال بار مالی هیچ کس به روی دوش دیگری نیست و بعضا بعد از ازدواج هم همین رویه رو دارند ....

خانواده ها جنبه عاطفی دارند نه حمایتی ... اگه یکی از خانواده ها مخالف باشه و دلیلشون اون زوج نپذیرند  اون دختر و پسر با هم ازدواج میکنند و در فرهنگ و جامعه اونها این خانواده ایی که  مخالف بوده  هست  که  کاربدی کرده و مورد نکوهش قرر میگیره نه اون زوج 

تو این سه سال با هم سکس دارند و اگه یک طرف تو سن 25 یا 27 باکره باشه طرف مقابل اگه بهش شک نکنه که طرف مشکل داره حتما تعجب میکنه .... کلا براشون عشق و سکس از هم جداست و مرز سکس و تن فروشی هم جداست ...

 اونجا دخترها و پسرها ارمانها و اهدافی دارند که به طور مستقل دنبال میکنند و کسی اونجا پیدا نمیکنه که هدف شوهر کردن باشه یا مردی ژیدا نمیکنی که هدفش پولدراوردن باشه ....

 

 

تو ایران : نمیدونم لازم بنویسم یا نه ....همه کم یا بیش میدونید 

وقتی دو نفر اشنا میشن  در خیلی از موارد رابطه پنهانیه  اگر کمی پیشرفته تر باشند طرف دوستشو  میاره بین دوستاش اونم فقط زمانی اونها هم با  یار هاشون  باشند

اگه خیلی پیشرفت کنه پسره ماجرای دختره واسه مامانش تعریف میکنه یه شام دعوتش میکنه خونه ... و هر چقدر دختره بیشتر بیاد بره بیشتر از چشم خانواده شوهرش اینده اش میافته .... و بیشتر خودشو سبک کرده ...و تو این رفت امد ها  هم هر دوطرف خودشون نیستند و خیلی چیزها رو رعایت میکنند ... و خیل لوس بازی ها در میارند که در زندگی متاهلی انگونه نیستند .

رفت و امد بین دختر پسر هم انگونه که باید باشه نیست و اکثر در چهارچوب کافی شاپ و خونه و پارتیه که در همه موارد از پیش همه چی قابل پیش بینیه ...

تو شلختگی اونو نمیبینی زیر شلواریشو نمیبینی محل کارشو نمی بینی ..... صورت بدون ارایش نمیبینی  .....دراز کشیدن جلو تلویزیون تخمه خوردنشو نمی بینی ...طرز رفتارش با خانواده اش رو نمیبینی  بی توجهی شو نمیبینی ... عادات گوناگون زندگی شو درک نمی کنی 

وقتی از یه نفر خوشت میاد باهاش قرار مدار میزاریو بهش میگی قصد ازدواج داری نهایتا  سر جمع میشه یه ماه  بعد از گذشت اون یه ماه دیگه جرات نداری بهم بزنی مگر اینکه دلیل قانع کننده برای وجدانت و فرهنگت و جامعه ات  داشته باشی ...  مثلا کسی دیدید به این دلیل بهم بزنه که مثلا من با یکی دیگه  دوست شدم که بیشتر از تو به دلم نشسته ... یا به این دلیل که  دیگه اون اشتیلاق اولیه رو بهت ندارم ..... 

تو این دوستیت  دنبال شباهت نیستی ... چون اصلا کنار هم نیستید که بفهمید شبیه هم هستید یا نه در عوض دنبال خوب بودن طرف مقابلید .. که مثلا نجیبه ... خانه داره ...اهل کاره .... راستگو... انگار هنوز این نکته جا نیفتاده که یه خانم خوب و خانه دار هم با یه اقای اهل کار  و مودب هم میتونند با هم نسازند ....

وقتی خود بخود نسبت به طرف سرد میشید جرات بیانشو ندارید ... نه اینکه بترسید نه ....فرهنک و تربیت تون بهتون این اجازه نمیده که طرف و  ول کنید  ذهنتون دائما  شما رو سانسور میکنه چون این جور بزرگ شدید ... من خیلی ها رو دیدم که دلیلشون برای نرفتن ... اینکه طرف غصه میخوره و اونا طاقت ندارند که غصه و گریه طرف ببیند بعد پش خودشون توجیه میکنند که اگه من این شخص دوست نداشتم حتما غصه خوردن و گریه کردنش برام مهم نبود پس حالا که برام مهمه و طاقت ندارم حتما دوستش دارم و خودم حالیم نیست ... و اون ندایی که به من میگه ولش کن شیطان رجیمه .... اصلا توجه ندارند که این سه سال برای انتخاب اونهاست و اگه کسی دیگه ایی رو انتخاب کنند دلیل بر بد بودن نفر قبلی نیست ....

کلا اگه ده سال هم با دوست باشند همون ماه اول انتخابشونو کردن و توان  بهم زدن  ندارند ..... بازم  شخصیت و فرهنگشون بهشون اجازه نمیده ...

 

 

 

خانم ها رو نمیدونم ... ولی خیلی از اقا ها رو میشناسم که عشقشون بعد از چند بار هم خوابگی کم رنگ میشه و از اون حرارت میافته ... کلا نیاز های جنسی تا قبل از برآورده شدن ......خیلی خیلی شبیه عشق و همن احساس ایجاد میکنه مخصوصا برای کسی قبل از اشنایی با یارش سکس نداشته  و تشخیص اون واسه یه همچین  مردی تقریبا غیر ممکنه ...حالا اگر سکس قبل از ازدواج داشته باشند و طرفشون افتتاح کنند که دیگه غلط میکنه عشقش کم رنگ بشه و اگه هم بذاره بعد از ازدواج که بازم غلط کرده عشقش کم رنک بشه ....

کلا مرز بین سکس با دوست پسر و تن فروشی تو ایران از مرز بین ایران و امارات هم نا مفهوم تر و پیچیده تره 

 

من هیچ کدوم از روش های زن گرفتن  تایید یا رد نمیکنم اگه از من بپرسید میگم که ریشه این اتفاق ها در خود شخص و در زمان مجردی و بچه گی شه ...و نیاید حل مشکلات زندگی  تو رابطه با همسرت جستجو کنی همسر فقط بهانه ایی که ناکامی های دوران مجردی تو بندازی گردنش همین .    

به هر صورت این نوشته ها به هیچ عنوان حق و حقانیت عشق و انسانیت نیست ولی متاسفانه واقعیت های جاری و ساری جامعه است ... 

من با احترام گذاشتن به نظرات همه ....  فقط میخوام بگم تو این وضعیت نا به سامان که بین سنت و مدرنیته داریم له میشیم مراقب خودتون باشید ... اکه برای یادگیری رانندگی 10 جلسه رفتید پیش یه متخصص اگه برای یاد گرفتن یه مهارت کامژیوتری  10 جلسه کلاس رفتید   حداقل برای ازدواجتون هم ده جلسه برید پیش یه متخصص حتی اگه هیچ مشکلی  تو رابطه تون احساس نمیکنید و به عشقتون مطمئنید باز این کار رو بکنید . 

 

+ لطفا اگه این پست خوندید مخصوصا اگه متاهل هستید  حتما نظر و کامنت بذارید شاید خیلی ها که تو این شرایط مهم انتخاب هستند با کامنت شما تصمیم بهتری بگیرند ...

+ من خواستار تمرگیدن دکمه " پ " سر یک جای مشخص در کیبوردم هستم تا اونجا که شد درست کردم شما هر جا که " ژ " دید بخوانید " پ " من کلا حرف  " ژ " در این ژست استفاده نکردم . 

/ 42 نظر / 82 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طاها

سلام کلا زندگی مشترک خیلی سخت تر از اونی باید باشه که معمولا آدما فکر میکنن... مطالب شما جالب بود،روش ها و سنت های ما که خیلی اشکال داره اما مطمئن نیستم روش های غربی ها خیلی هم درست باشه،مهم شناخت هست که به سختی حاصل میشه م تاوانش روزهای عمره... ممنونم از مطلبتون شاد باشید

سحر

خوندن مطلبتون خیلی برام جالب بودمن نه غربشوقبول دارم نه شرقش!! راستش من یه شکست خورده ام 5ساله ازدواج کردم یه ازدواج به زورخودم وبامخالفت شدیدخانواده ام 4سال باشوهرم دوست بودم البته فقط تل خانواده ی من یه خانواده ی مذهبی شدیدغیرتی ازاونایی که دخترشون تنهایی سرازخونه نمیکشه بیرون تواین همه مدت هم که باهم بودیم حرفایی که پشت تلفن میزدیم حرفایی بی ربط بودکه هیچ شناختی ازهم پیدانکردیم به خاطرهمینم خیلییییییییی مشکل باهم پیداکردیم منم چون بامخالفت شدیدخانواده ازدواج کردم روی برگشت وگفتن اینکه اشتباه کردم رونداشتم وندارم خلاصه سرمیکنم سرتون رودردنیارم به نظرمن بایدقبل ازازدواج رابطه باشه منتهی نه برای سکس واین مسخره بازیا رابطه برای شناخت طرفین اونم بااجازه واطلاع خانواده که بعدامث سگ پشیمون نشن واین همه طلاق توایران نداشته باشیم

فرزانه

سلام.مطالب خوبی نوشتید.خوشبختانه یا متاسفانه فرهنگ موجود در جامعه یا بهتر بگم عرف دست و پای ما رو میبنده من بیست و دو سالم بود که ازدواج کردم.حدود یک سال عاشق استاد کلاس زبانم بودم.کاملا عقلانی بود انتخابم اما بهش نگفتم چون میدونستم پسندیده نیست و این حرفا.گذشت تا اینکه عاشقم شد...وقتی بعد یه سال شخصیت واقعیمو دید ازم خوشش اومد. اومد خواستگاری اما خانواده اش ازم خوششون نیومد.چرا؟ چون فوق لیسانس نداشتم! اما پسرشون داشت نه که تعریف کنم اما از لحاظ خانوادگی و ظاهری و ثروت پدرم خیلی از ایشان بالاتر بودم اما هر دو با هم تصمیم گرفتیم تو روی خانواده نیستیم. خیلی غصه خوردیم خیلی گریه کردیم اما جدا شدیم....تو این مدت کوتاه عاشقی دستمون هم به هم نخورد چون اعتقادم آینه آدم باید برای همسرش ناب و دست نخورده باشه کمتر از یه ماه بین خواستگارم با یه آقایی بدون هیییییچ آشنایی ازدواج کردم کاملا سنتی اما بی نهایت عاشق هم شدیم و زندگی خوبی داریم.حاصل عشقمونه هم یه دختر دو ماهه هست

تینا

نمی دونم چرا ما ایرانیها عادت داریم در ظاهر چیزهایی رو که عمیقا بهشون نیاز داریم کتمان کنیم اما در باطن خدا می دونه .... یکی از دوستان نوشته بود رابطه قبل ازدواج خوبه اما نه سکس و این مسخره بازیها ! واقعا سکس مسخره بازیه ؟ بهتره بدونید در صدر دلایل طلاق داشتن مشکلات سکسی دو طرفه.سکس مسخره بازی نیست وقتی کلامی برای ابراز عشق نیست فقط با سکس تمام نیازهای روحی و بعد جسمی برطرف می شه سکس اوج عشقه . مشکل ما اینه که سکس رو فقط جسمی می دونیم من 8 ساله ازدواج کردم و به جرات می گم اگر زن و مرد سکس خوبی نداشته باشن هیچی ندارن زن و مرد باید یاد بگیرن سکس درست رو تا باهاش به هم آرامش روحی و جسمی بدن . زن و شوهر حق دارن از هم لذت ببرن باید یاد بگیرن از هم لذت ببرن باید سکسشون رو با مطالعه و شناختن همدیگه همیشه تازه نگه دارن بیاید یاد بگیریم در مورد سکس صحبت کنیم بیاید یه خورده در موردش مطلب بخونید مطمئنما اگر کسی سکس خوبی نداشته باشه هرگز در زندگیش آرامش رو کامل تجربه نمی کنه و البته هرگز زندگیش سالم نخواهد بودبه هر حال این سکس قبل از ازدواج متاسفانه در فرهنگ ما خیلی خطرناکه و باید با دید باز جلو رفت . علم هر کاری مهمه.

ادیب

ازدواج درست که هم عاقلانه هم عاشقانه باشه 4 تا بلوغ میاد: - بلوغ جسمی -بلوغ عاطفی -بلوغ فکری - بلوغ اجتماعی و موقعیت شغلی البته بنظر من

رویا.ت

مثل همیشه بی نظیر جناب پیرزاده . واقعا عالی بود . دقیقا بین مدرنیته و سنت داریم از بین می ریم . من اینو با پوست و استخونم دارم حس میکنم تو این روزهای آخر جوونی ...

مریم

فروش انواع لباس دخترانه شیک و فانتزی دیدنش ضرر نداره مطمئنم از همشون خوشتون میاد

مریم

فروش انواع لباس دخترانه شیک و فانتزی دیدنش ضرر نداره مطمئنم از همشون خوشتون میاد

سپیده

دیر رسیدم اما به قول دایی ام دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است![نیشخند] لطفاً بیایید: http://otagheaabi.blogsky.com/1393/11/20/post-164/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D9%85%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D9%85-

سعید

اقا خدا خیرت بده عالی بود.